السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

367

جواهر البلاغة ( فارسى )

« سيب » : عطا ، بخشش . « سحب » : بر وزن قفل ، جمع « سحاب » است . « جهام » : به فتح جيم ، ابر بىباران است . اين شعر با اين‌كه معنايش از ابو تمام گرفته شده ، بهتر از آن است ؛ چون سخن با تشبيه و مثل ارائه شده است . و إن امتاز الأوّل فالثانى مذموم و ان تماثلا فهو أبعد عن الذّم كقوله : و اگر شعر نخست بهتر باشد ، شعر دوم نكوهيده است ؛ و اگر همانند باشند ، شعر دوم از نكوهش دور تر است . مانند سخن او : و لم يك أكثر الفتيان مالا * و لكن كان أرحبهم ذراعا « 1 » دارايى او بيشتر از جوانمردان نبود ليكن از آنان گشاده‌دست‌تر بود . و سخن ديگر : و ليس بأوسعهم فى الغنى * و لكن معروفه أوسع « 2 » او در بىنيازى از آنان دست‌بازتر نيست ليكن احسان او گسترده است . و يتّصل بالسّرقات الشّعرية ثمانية أمور ، الاقتباس و التّضمين و العقد و الحلّ و التّلميح و الابتداء و التّخلص و الانتهاء . و هشت چيز به دزديهاى شعرى متصل مىشود : 1 - اقتباس . 2 - تضمين . 3 - عقد . 4 - حلّ . 5 - تلميح . 6 - ابتداء . 7 - تخلّص . 8 - انتهاء . 1 - الاقتباس هو أن يضمّن المتكلم منثوره أو منظومه شيئا من القرآن أو الحديث ، على وجه لا يشعر بأنّه منهما . 1 - اقتباس اين است كه گوينده در نثر يا شعرش ، چيزى از قرآن يا حديث بگنجاند به گونه‌اى كه اعلان نكند اين از قرآن يا حديث است . توضيح : « اقتباس » در لغت به معنى شعله گرفتن يا نور گرفتن است . « على وجه لا يشعر بأنّه منهما » يعنى نگويد : قال اللّه تعالى ، يا نگويد : قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - كه معلوم شود از قرآن يا حديث است . فمثاله من النّثر مثال آن از نثر :

--> ( 1 ) - اين شعر از ابو زياد اعرابى است و اين‌گونه نيز نقل شده است : « و ما كان اكثرهم سواما » نگاه كنيد به انوار البلاغه ، ص 377 ( 2 ) - اين شعر را اشجع در مدح جعفر برمكى گفته است .